هیچستان

 

                                                            

          به نام خودش؛ خدای خودم                

   

 

                                  

                                                                     
                                  

              

                

                                

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم شهریور 1390ساعت 12:52  توسط فاطمه   | 

کارت پستال درخواستی طراحان

خدای مهربانی ها سلام

گفتی : ترازوی دلت من باشم ،چرا نمی شود را نمی دانم ،

چرا باز دل بندگانت را می آزارم ...آن را هم نمی دانم ...

چرا بخشیدن دیگران اینقدر برایم سخت شده ...چراااااااا؟ وهزاران چرای دیگر..!!

هر چه به این دل می گویم: دیگر گوش اش به حرف های من بدهکار نیست !

گویی این نفس باز هم سرکش شده ...!!!

گویی این دل باز هم هوایی نگاه مهربانت شده آقا ...!!!

کاش می آمدی ،کاش می آمدی و

آنگاه می دیدی باز هم به خاطرت دنیا را زیر و رو می کردم

کاش ..!!!

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم خرداد 1392ساعت 1:16  توسط فاطمه   | 

کارت پستال درخواستی طراحان
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1391ساعت 15:10  توسط فاطمه   | 

محرم...

کارت پستال درخواستی طراحان

 

امروز محرم را با نام ویاد تو لبیک می گویند که یادآور پیروزی خون برشمشیری.                                                          

ای سالار شهیدان قلم عشق به شوق تو بر صحن دل نام زیبایت را حک می کند وزمانی که نام زیبایت درقصر استخوانی سینه ام جای گرفت وحریم  کربلا، کعبه ی وجودم شد، آن وقت است که هر لحظه فكرياد تورا زنده کند دل نیزنامت را ازعمق وجودش فرياد مي زند.

یا حسین اين دلیست که نقاب عاشقي بر چهره ومهرسبز ياحسين را برصفحه ی سرخش زده است تااشك چشم صحن دل را صفايي دگر بخشد.یا حسین زمانی که نظاره گر رقص بالهای کبوتران در حریم با صفایت هستم به خود می گویم :

ای کاش این کبوتران در روزعاشورا بالهای پرمهرشان را حصاری برای حریم اسرای کربلا قرار داده بودند.

یاحسين اینها حرفهای دل شیدایی است که بی تاب هرم نفسهای توست وکالبدبی روحش درانتظار نیمه نگاهی از جانب تو.

                                                    پس به امید نیمه نگاهی از جانب تو

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1391ساعت 14:33  توسط فاطمه   | 

چقدخنده داره که....

                         
 

چقدر خنده داره که یک ساعت خلوت با خدا دیر و طاقت فرساست. ولی 90 دقیقه بازی یک تیم فوتبال
 
مثل باد می‌گذره!

چقدر خنده داره که صد هزارتومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی که با همون مقدار پول
 
به خرید می‌ریم کم به چشم میاد!

چقدر خنده داره که یک ساعت عبادت در مسجد طولانی به نظر میاد اما یک ساعت فیلم دیدن به
 
سرعت می‌گذره!

چقدر خنده داره که وقتی می‌خوایم عبادت و دعا کنیم هر چی فکر می‌کنیم چیزی به فکرمون نمیاد تا
 
بگیم اما وقتی که می‌خوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم!

چقدر خنده داره که وقتی مسابقه ورزشی تیم محبوبمون به وقت اضافی می‌کشه لذت می‌بریم و از
 
هیجان تو پوست خودمون نمی‌گنجیم اما وقتی مراسم دعا و نیایش طولانی‌تر از حدش می‌شه شکایت
 
می‌کنیم و آزرده خاطر می‌شیم!

چقدر خنده داره که خوندن یک صفحه و یا بخشی از قرآن سخته اما خوندن صد سطر از پرفروشترین کتاب
 
رمان دنیا آسونه!

چقدر خنده داره که سعی می‌کنیم ردیف جلو صندلی‌های یک کنسرت یا مسابقه رو رزرو کنیم اما به
 
آخرین صف نماز جماعت یک مسجد تمایل داریم!

چقدر خنده داره که برای عبادت و کارهای مذهبی هیچ وقت زمان کافی در برنامه روزمره خود پیدا
 
نمی‌کنیم اما بقیه برنامه‌ها رو سعی می‌کنیم تا آخرین لحظه هم که شده انجام بدیم!

چقدر خنده داره که شایعات روزنامه ها رو به راحتی باور می‌کنیم اما سخنان قرآن رو به سختی باور
 
می‌کنیم!

چقدر خنده داره که همه مردم می‌خوان بدون اینکه به چیزی اعتقاد پیدا کنند و یا کاری در راه خدا انجام
 
بدند به بهشت برن!

چقدر خنده داره که وقتی جوکی رو از طریق پیام کوتاه و یا ایمیل به دیگران ارسال می‌کنیم به سرعت
 
آتشی که در جنگلی انداخته بشه همه جا رو فرا می‌گیره اما وقتی سخن و پیام الهی رو می‌شنویم دو
 
برابر در مورد گفتن یا نگفتن اون فکر می‌کنیم!

خنده داره
اینطور نیست؟
دارید می‌خندید؟
دارید فکر می‌کنید؟
این حرفا رو به گوش بقیه هم برسونید و از خداوند سپاسگزار باشید که او خدای دوست داشتنی ست.
آیا این خنده دار نیست که وقتی می‌خواهید این حرفا را به بقیه بزنید خیلی‌ها را از لیست خود پاک
 
می‌کنید؟ به خاطر اینکه مطمئنید که اونا به هیچ چیز اعتقاد ندارند. این اشتباه بزرگیه اگه فکر کنید دیگران
 
اعتقادشون از ما ضعیف تره
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم مهر 1391ساعت 10:43  توسط فاطمه   | 

درددل

کارت پستال درخواستی طراحان 

                                    

کارت پستال درخواستی طراحان

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم مهر 1391ساعت 10:35  توسط فاطمه   | 

برای تو...

برایکارت پستال درخواستی طراحان
+ نوشته شده در  جمعه دوم تیر 1391ساعت 19:37  توسط فاطمه   | 

مبعث...

 

بعثت نه این سرور، سرور ولایت است

 مبعث نه این چراغ، چراغ هدایت است


                                                  خورشید چون ز شرق حرا پرتو افکند

                                                  احمد نه این فروغ، فروغ رسالت است

 

کارت پستال درخواستی طراحان

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم خرداد 1391ساعت 3:51  توسط فاطمه   | 

یا رب....

کارت پستال درخواستی طراحان کارت پستال درخواستی طراحان
+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم خرداد 1391ساعت 22:57  توسط فاطمه   | 

یاد شهدا

 


 امروز برای شهدا وقت نداریم

 

  ای داغ دل لاله تو را وقت نداریم

 

 با حضرت شیطان سرمان گرم گناه است

 

 ما بهر ملاقات خدا وقت نداریم

 

 چون فرد مهمی شده نفس دغل ما

 

 اندازه ی یک قبله دعا وقت نداریم

 در کوفه تن غیرت ما خانه نشین است

 

 بهر سفر کرببلا وقت نداریم

 

 تقویم گرفتاری ما پر شده از زر

 

 ای داغ دل لاله تو را وقت نداریم

 

 هر چند که خوب است شهیدانه بمیریم

 

 خوب است ولی حیف که ما وقت نداریم.....

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم خرداد 1391ساعت 13:44  توسط فاطمه   | 

مادر یعنی عشق

کارت پستال درخواستی طراحان 
مادر یعنی به تعداد همه روزهای گذشته تو، صبوری!

مادر یعنی به تعداد همه روزهای آینده تو ،دلواپسی!

 مادر یعنی به تعداد آرامش همه خوابهای کودکانه تو، بیداری !

 مادر یعنی بهانه  بوسیدن خستگی دستهایی که عمری به پای

 بالیدن تو چروک شد

 مادر یعنی بهانه در آغوش کشیدن  او که نوازشگر همه سالهای

 دلتنگی تو بود

 مادر یعنی باز هم بهانه مادر گرفتن....

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391ساعت 0:6  توسط فاطمه   | 

معلم...

دیروز میگفتم : مشقهایم را خط بزن … مرا مزن روی تخته خط بکش … گوشم را مکش

 مهررا در دلم جاری بکن … 

جریمه مکن هر چه تکلیف میخواهی بگیر … امتحان سخت مگیر

اما کنون .. مرا بزن … گوشم را بکش .. جریمه بکن .. امتحان سخت بگیر

مرا یک لحظه به دوران خوب مدرسه باز گردان  . . .



کارت پستال درخواستی - کارت پستال سفارشی - طراحـــان



+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت 23:53  توسط فاطمه   | 

درد دل با قرآن

                              

                        قرآن ! من شرمنده توام

 

قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام كه هر وقت در كوچه مان آوازت بلند میشود همه از هم میپرسند " چه كس مرده است؟ " چه غفلت بزرگی كه می پنداریم خدا تو را برای مردگان ما نازل كرده است .

                                    

قرآن ! من شرمنده توام اگر ترا از یك نسخه عملی به یك افسانه موزه نشین مبدل كرده ام . یكی ذوق میكند كه ترا بر روی برنج نوشته،‌یكی ذوق میكند كه ترا فرش كرده ،‌یكی ذوق میكند كه ترابا طلا نوشته ،‌یكی به خود میبالد كه ترا در كوچك ترین قطع ممكن منتشر كرده و ... ! آیا واقعا خدا ترا فرستاده تا موزه سازی كنیم ؟

 

  قرآن ! من شرمنده توام اگر حتی آنان كه ترا می خوانند و ترا می شنوند ،‌آنچنان به پایت می نشینند كه خلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند . اگر چند آیه از ترا به یك نفس بخوانند مستمعین فریاد میزنند " احسنت ...! " گویی مسابقه نفس است ...

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391ساعت 14:16  توسط فاطمه   | 

شهید روشن

پسر شهید روشن در گوش رهبری چه گفت؟؟؟ 

سلام آقاجون! من چارسالمه. من شما رو خیلی دوست دارم. خیلی خوشحالم که امشب اومدی خونمون. فقط نمی دونم چرا بابا مصطفام هنوز نیومده.


برای خواندن این پست به ادامه مطلب برویید....





ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم اردیبهشت 1391ساعت 16:28  توسط فاطمه   | 

سوسک و دانشجو

 

نظرات دانشجویان


 مختلف در مورد سوسک!

دانشجوی حقوق : با اینکه همیشه شاهد اعمال دانشجویان است ولی هیچوقت و در هیچ دادگاهی علیه آنان شهادت نمی دهد!
دانشجوی جغرافیا:مکان ، آب و هوا و شرایط محیطی در او تاثیری ندارد چون او همه جا هست!
دانشجوی مهندسی : شجاعتش برایم قابل تحسین است چون ماکت هر پل یا ساختمانی را که می سازم بدون توجه به احتمال تخریب آن ، به رویش می رود و افتتاحش می کند!
دانشجوی پزشکی : تنها موجودی است که از تیغ تشریح من هراسی ندارد و به طرفم می آید تا با فدا کردن جانش موجب پیشرفت علم پزشکی شود!
دانشجوی مدیریت : با آن جثه کوچک ، آنچنان خانواده پر جمعیتش را مدیریت و اداره می کند که انگار مدیر بودن باید در خون هر کس باشد و درس خواندن بی فایده است!
دانشجوی زبان و ادبیات فارسی : او هیچوقت حرفی نمی زند ولی با سکوتش هزاران حرف را به من می آموزد!
دانشجوی روانشناسی : درون گرا ، خجالتی ، کم حرف ، یک شخصیت منحصر به فرد!
دانشجوی علوم سیاسی : به هیچ دسته و گروهی وابسته نیست ، تک و تنها برای هدفش تلاش می کند!

دانشجوی برق : وقتی روشنایی و خاموشی در نحوه حرکت او بی تاثیر است من را متوجه نیرویی فراتر از برق می کند!
دانشجوی کامپیوتر : مغز کوچک او با آن همه ذخایر اطلاعاتی بسیار پیشرفته تر از فلش ۳۲ گیگ است!
دانشجوی فیزیک هسته ای : زندگی در خوابگاه حق مسلم اوست!
دانشجوی تربیت بدنی : آنقدر عضلاتش نیرومند است که می تواند از دیوار راست هم بالا برود!
دانشجوی زبان شناسی : هیچکس زبانش را نمی فهمد!
دانشجوی علوم تربیتی : شیوه تربیتی او در تعلیم فرزندان بی شمارش برایم قابل احترام است چرا که تمام آن فرزندان بی چون و چرا ادامه دهنده راه او می باشند!
دانشجوی زمین شناسی : کاش می توانستم به مانند او به اعماق زمین بروم و ندیدنی ها را ببینم!
دانشجوی زبان انگلیسی : ! It is always silent
دانشجوی تاریخ : گذشت اعصار و قرون نتوانسته هیچ تاثیری در ظاهر و عقاید و شیوه زندگی او بگذارد!
دانشجوی فلسفه : همیشه فلسفه وجودی او برایم سوال بوده ولی مطمئنم که درپس خلقتش هدفی والا نهفته است!
دانشجوی هنر : هیچوقت منتظر نمی شود تا بتوانم پرتره اش را تمام کنم!
دانشجوی مکانیک : با الهام از او توانستم خودرویی بسازم که هم در آب و خشکی حرکت کند و هم بتواند از سطوح صاف و صیقلی بالا برود!
دانشجوی آمار : بدون شک از یک روش آماری قوی برای محاسبه تعداد فرزندانش بهره می برد!
دانشجوی اخلاق : آنقدر با مرام و پایبند به اخلاقیات است که تا به حال نگذاشته هیچکس اشک او را ببیند حتی زمانیکه فرزندش را جلوی چشمانش له می کنند!
دانشجوی علوم ارتباطات : تا او هست ، هیچکس تنها نیست
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم اردیبهشت 1391ساعت 13:43  توسط فاطمه   | 

این فرهنگ ما نیست.....

یه روز یه ترکه ...

 

در روزگاری که بهانه های بسیار برای گریستن داریم

 

شرم خندیدن و مضحکه هم میهنان مان را بر خود نپسندیم

 

کار سختی نیست نشنیدن ،نخواندن و نگفتن لطیفه های توهین آمیز...

 

با اراده جمعی این عادت زشت را به ضد ارزش تبدیل کنیم .

 

 از همین حالا به کودکانمان بیاموزیم با همدیگه بخندیم نه به هم دیگه 

 

یه روز یه ترکه…اسمش ستار خان بود، شاید هم باقر خان.
خیلی شجاع بود ، خیلی  نترس...
یکه و تنها از پس ارتش حکومت مرکزی براومد ، جونش رو گذاشت کف دستش وسرباز راه مشروطه و آزادی شد ، فداکاری کرد
،برای ایران ، برای من و تو ،برای اینکه ما تو این مملکت آزاد زندگی کنیم .


 ستار خان
یه روز یه رشتیه…
 
اسمش میرزا کوچک خان بود، میرزا کوچک خان جنگلی.
برای مهار کردن گاو وحشی قدرت مطلق شاه تلاش کرد، برای اینکه کسی تو این مملکت ادعای خدایی نکنه، اونقدر جنگید تا جونش رو فدای سر زمینش کرد.

میرزا کوچک خان

یه روز یه قزوینی....

به نام علامه دهخدا، از لحاظ اخلاقی بسیار منحصر بفرد بود و دیوان پارسی بسیار خوبی برای ما بر جا نهاد.

 علامه دهخدا

یه روز یه لره.....

اسمش کریم خان بود،موسس سلسله زندیه،ساده زیست،نیک سیرت و عدالت پرور بود و تا ممکن می شد از شدت عمل احتراز میکرد.

  کریم خان زند

یه روز ما همه با هم بودیم..، ترک و رشتی و لر و اصفهانی

تا اینکه یه عده رمز دوستی ما رو کشف کردند و قفل دوستی ما را شکستند...،

حالا دیگه ما برای هم جوک می سازیم،به همدیگه می خندیم!!! و اینجوری شادیم. این از فرهنگ ایرانی به دور است. آخه این نسل جدید،نسل قابل اطمینان و متفاوتی هستند. پس با همدیگه بخندیم نه به همدیگه.

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم اردیبهشت 1391ساعت 13:28  توسط فاطمه   | 

فاطمیه


شهادت حضرت فاطمة الزهراء س
شهادت حضرت فاطمة الزهراء س
با دلی اندوهبار و چشمانی اشکبار ؛ فرا رسیدن ایام فاطمیه ؛ شهادت حضرت فاطمه زهرا س را به اهل ولاء تسلیت عرض میکنیم
شهادت حضرت فاطمة الزهراء س
حضرت فاطمه زهرا س ، روح حيات در كالبد زمان
بسم الله الرحمن الرحيم
در نظام هستى و عالم خلقت آنقدر مسايل اسرارآميز وجود دارد كه يقينا بشر، با همه اطلاعاتى كه از جهان دارد، هرگز به ژرفاى آن پى نخواهد برد.
از جمله آن مسايل وجود چهارده معصوم است كه خداوند آنها را به عنوان هديه و نعمت بر انسان ارزانى داشته است و در بين اين چهارده معصوم يك زن به نام فاطمه عليهاالسلام نيز قرار داده است .
راستى اين چه سرى است كه در بين چهارده معصوم يك زن وجود دارد كه يازده امام از نسل اويند!
و راستى فاطمه كيست ؟!
فاطمه عليهاالسلام الگوى معرفت الله است ...
صفات و اسماء الهى ، در فاطمه اين جلوه ذات اقدس حق نمود و ظهور تام يافته است ؛
فاطمه عليهاالسلام اسوه حيات زيباست ...
فاطمه انسان كامل است و الگويى است براى تكامل ...
فاطمه عليهاالسلام نه فقط هدايت گرى است در مسير كمال بلكه به مقصد رساننده است ؛ چرا كه داراى فضايلى است كه انبيا آنها را داشته اند... داراى فضايل رسول الله است و به فرموده برخى از بزرگان : فاطمه عليهاالسلام اگر مرد بود، پيامبر بود...
راستى فاطمه عليهاالسلام را با چه كسى بايد مقايسه كرد؟
با انبيا، كه برتر از انبياست ...
فاطمه عليهاالسلام را مى بايست تنها با خاتم انبيا و تنها بايد با ديگر معصومين قياس كرد و بس .
فاطمه عليهاالسلام كيست كه در هنگام نماز در پيشگاه معبود، خدا به وجودش افتخار مى كند و چه گوهر ناشناخته ايست كه رضا و خشم خود را در رضا و خشم وى مى داند!
فاطمه عليهاالسلام ليلة القدر است و شناخت فاطمه عليهاالسلام در شناخت ليلة القدر است .
در اين بانوى بزرگ چه اسرارى نهفته است كه چنين جايگاهى در نزد خداوند دارد؟
آرى ... بدون شك از شناخت مقام عصمت و ولايت فاطمه عليهاالسلام عاجزيم ! تنها به اندازه توان خود به گردآورى احاديثى چند پيرامون زندگانى و شخصيت او پرداخته ايم ، به اميد آن كه فرداى قيامت مشمول شفاعت حضرتش شويم ...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391ساعت 19:5  توسط فاطمه   | 

سال نو مبارک

 

آسمان غرق خیال است کجایی آقا ؟ 

 

آخرین ساعت سال است کجایی آقا ؟

 

یک نفس عاشق اگر بود زمین میفهمید

 

عاشقی بی تو محال است کجایی آقا ؟

 

کارت پستال درخواستی طراحان

 

 

ازینکه دیر سال نو رو بهتون تبریک میگم منو ببخشید

دیگه در گیر عیدو دیدو بازدیدو.......

اگر چه یادمان می رود که عشق تنها دلیل زندگی است اما خدا را شکر که نوروز هر سال

این فکر را به یادمان می اورد.پس نوروزت مبارک که سالت را سرشار از عشق کند . .

 

 

کارت پستال درخواستی طراحان 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم فروردین 1391ساعت 12:32  توسط فاطمه   | 

تولدم مبارک

چند روزدیگه تولدمه و من امروز تصمیم گرفتم یه ذره خودمو تحویل بگیرم

آخه هیچکی که مارو تحویل نمی گیره

عیدمبارک عیدمبارک عیدمبارک

ضربان قلب حکایتی را که برای عمر گذشته تعریف کرده برای عمر نگذشته بازگو می کند

با حاصل جمع عمرهای سپری شده هم نمی توان یک لحظه زندگی کرد .
حاصل جمع شبها هم نمی تواند دامن سفید خورشید را به اندازه یک سر سوزن لکه دار کند
زمان حاصل جمع گذشته و آینده است .
بار زندگی را با رشته عمرم به دوش می کشم


عاشق که می شوی خیال تو یعنی حکومت دوست، دنیایی داری با شناسنامه ا ی کهنه و پیراهنی پر از پونه و پروانه های بنفش …

سلام.عزیزم .خوش آمدی

باد اگر آمد شناسنامه ام برای او … باران اگر آمد چشم هایم برای او … تنها دعا کن که لای کتاب کهنه را نگشاید

سلام عزیزم

روزهایم خسته و بی رمق می گذرند و … با خود کودکی های دخترکی را می برند که عجیب داردخواسته و نا خواسته به دنیای آدم بزرگها پا می گذارد … دارد یاد می گیرد کم کم حرف  گوش دهد : پاهایش را بگذارد روی زمین! … کمتر سادگی کند! حواسش بماند که … اینجا مدینه ی فاضله نیست !  دارد یاد می گیرد کم کم زندگی ارزش خیلی چیزها را ندارد ! می شود گاهی وقتها خواسته هایش را نخواهد ! … دارد یاد میگیرد کم کم عاقلانه عاشقی کند…


+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم اسفند 1390ساعت 12:57  توسط فاطمه   | 

انتخابات از نظر امام جمعه محترم شال

 


امام جمعه شال:
انتخابات پر شور کشور را از توطئه استکبار حفظ می‌کند

خبرگزاری فارس: امام جمعه شال گفت: انتخابات یکی از راه‌های اساسی برای حفظ داخلی و خارجی نظام از گزند تهدیدات دشمنان است.

حجت‌الاسلام سیدهاشم موسوی شالی امروز در گفت‌و‌گو با خبرنگار فارس در قزوین اظهار کرد: انتخابات یکی از راه‌های اساسی برای حفظ منافع داخلی و خارجی نظام از گزند تهدیدات دشمنان است و نبود انتخابات نشانه بی‌توجهی مردم در تصمیم‌گیری‌های کلان کشوری است.



همه دست، در دست هم یک بار دیگر 

می رویم پای صندوق های رأی،

تا بگوییم هستیم،

تا بگوییم سرنوشت ایرانمان و سرنوشت خودمان برایمان مهم است.

ما رأی می دهیم، پس هستیم!

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم اسفند 1390ساعت 13:9  توسط فاطمه   | 

مطالب قدیمی‌تر